ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
51
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
وقتى كه جلاد با شمشير بر شمس الملك وارد شد تا گردنش را بزند ، شمس الملك گفت : « به من مهلت بده تا دو ركعت نماز بخوانم . » جلاد به او مهلت داد . پس از آنكه نماز خود را به پايان رساند به لرزه افتاد و گفت : « شمشير من از شمشير تو تيزتر است . مرا با شمشير خودم بكش و زياد عذابم مده . » جلاد شمشير او را گرفت و گردنش را زد . قتل او در دوم ماه جمادى الآخر صورت گرفت . از سوى ديگر ، خليفه المسترشد بالله نيز وقتى خبر كشته شدن شمس الملك را شنيد ، برادرش ، نظام الدين احمد ، را از وزارت خود معزول كرد و مجددا جلال الدين ابو على بن صدقه را به وزارت منصوب ساخت . نظام الدين پس از بركنارى از وزارت در زاويهء مدرسهء نظاميه بغداد اقامت گزيد . اما روزگار عزيز مستوفى نيز دير نپائيد . او نيز به سزاى سعايتى كه در حق شمس الملك كرد رسيد ، و كشته شد ، به نحوى كه ما در جاى خود جريان آن را شرح خواهيم داد . پيروزى سلطان محمود سلجوقى بر طايفهء كرج درين سال تبهكارىهاى طايفهء كرج در شهرهاى اسلامى شدت يافت و مردم - مخصوصا اهالى در بند شروان - از دست آنها به جان آمدند . لذا گروه بسيارى از بزرگان شهر به خدمت سلطان محمود رفتند و نزد او از آنچه كه از دست طايفهء كرج مىكشيدند شكايت كردند . و او را آگاه ساختند كه در برابر طايفهء كرج از نگهدارى شهرهاى خود ناتوان و زبون هستند .